فرید آقاجانی

اینجانب هیچ گونه اکانت و صفحه ای در شبکه های مجازی ندارم و فقط همین وبلاگ متعلق به من است.

آخرین مطالب

هم تو ماشین، هم تو خونه

...

چندین خودکار، چندین سرسید و چندین دفترچه یادداشت 

دم دست بگذار

کمک می کنه، خیلی کمک می کنه

...

به ثبت ایده ها، به از دست نرفتن فرصت ها و فکرها

نوشتن آنچه به ذهن می رسه، بلافاصله و بی معطلی، اگه هیچ نفعی نداشته باشه حداقل کمک می کنه به تخلیه ذهن، تمرکز و پرهیز از حواس پرتی

  • فرید آقاجانی

زیاد روبرو شده اید

با آدم های بدجنس، پلید، بدذات

کسانی که شما رو اذیت می کنن

دردسر ایجاد می کنن

روحتون رو عذاب می دهند

...

راه حل؟

حرص خوردن؟ نه اصلا

صبر؟ نه اصلا

اذیت شدن؟ نه اصلا

...

هر وقت با این مدل آدم های کثیف و پلید روبرو شدی با خودت بگو:

تو درگیر نشو و خودت رو اذیت نکن، جواب بی دین رو یه روزی لامذهب میده

یه روزی گیر یکی صد برابر بدتر از خودش میفته و حالش جا میاد

  • فرید آقاجانی

دنبال گزینه سومی نگرد

مگر اینکه بخوای بدبخت بیچاره باشی تا ابد

...

راه نداره

...

آدم ها فقط دو مدل هستند یا فرصت سوز یا فرصت ساز

اگه فرصت ساز نیستی، دل خودت رو با حرف های شیک و خوشگل خوش نکن چون قطعا فرصت سوز هستی


  • فرید آقاجانی
زیاد می بینم. هر روز می بینم. همه جا می بینم. یکسره می بینم.
کسانی که کلا ولش کردن.
چیو؟
زندگی رو. تلاش رو. کوشش رو. همت رو. موفقیت رو. درس رو. خوندن رو. پیشرفت رو.
ولش کردن.
ما که آدم مهمی نشدیم پس ولش. اصلا نخواستیم.
...
حداقل سعی کن. 
حرکتی بزن.
کاری بکن.
قدمی بردار.
راکد ننشین سر جات.
تماشاچی نباش.
...
دنیا تماشاچی نمی خواد. دنیا بازیگری جسور و نترس می خواد.
  • فرید آقاجانی
سوار ماشین بودم. در حال رانندگی. شیشه رو دادم پایین. هوای بیرون عالی بود. یادم اومد شب قبلش بارون اومده. عجب هوایی. ماشین رو پارک کردم. با خودم گفتم پیاده میرم. با اینکه مسیر زیادی مونده. ولی پیاده میرم. 
...
ناگهان
...
به ذهنم اومد سررسید و خودکار رو بردارم و هر ایده خاص و تازه ای خطور می کنه یادداشت کنم.
حس خوبی داشت. متوجه شدم چقدر فکرهای متنوعی در ۲۰ دقیقه پیاده روی برای آدم پیش میاد.
...
به کتاب خونه بزرگی رسیدم. رفتم داخل. کتاب ها رو نگاه کردم. ورق زدم. گشتم. با مشاور کتب صحبت کردم.
اما
کتابی که من رو جذب کنه پیدا نکردم که نکردم.
تقویم های سال بعد و دفترچه یادداشت ها و لوازم تحریر رو نگاه کردم. از هیچ کدوم خوشم نیومد. ناامید و دست خالی داشتم بیرون میومدم که 
...
به به آخ جون
...
کتاب نشت نشا(فرار نخبگان از کشور ایران) از رضا امیرخانی به چشمم خورد. برداشتم. خریدم. تا ماشین خوندمش. حین پیاده روی خوندمش. رسیدم به ماشین و خوندمش. تا ظهر تو ماشین خوندمش. نتونستم برم سراغ کار دیگه ای. نکات خوبش رو خط کشیدم و علامت زدم که براتون ازش حسابی بنویسم.
...
با کتاب زنده ایم

  • فرید آقاجانی

میگه من شب و روز کتاب می خونم

کتاب های خیلی خوبی هم می خونم

زیاد و افراطی هم می خونم

ولی بیشتر گیج شدم از مطالب تا اینکه چیزی به من اضافه بشه

...

راستش من هم این مشکل رو داشتم

اتفاقا پارسال همین موقع بود که شب و روز می خوندم

اما زندگی من بدتر و بدتر می شد

فقط احساس سنگینی می کردم هم تو فکرم هم تو جسمم

...

تا اینکه متوجه شدم:

۱. وقتی کتاب می خونی باید جاهای مهم رو علامت بزنی

۲. قسمت های جالب رو شب رنگ کنی

۳. یادداشت برداری کنی(یک سررسید مجزا داشته باشی و خلاصه برداری کنی)

۴. بعد از اتمام مطالعه به مطالب خونده شده فکر کنی

۵. تا می تونی اون ها رو در زندگی و صحبت هات پیاده کنی

۶. با یک کتاب انس بگیری و عجولانه سراغ بعدی نری

۷. از نوشتن غافل نشی

۸. بهترین و سرحال ترین زمان هات رو برای کتاب خواندن بزاری

...

بعد از مدتی که یک کتاب، یک کتاب جلو بری و با اون شب و روز مانوس بشی تاثیراتش رو ذره ذره در زندگی مشاهده می کنی

  • فرید آقاجانی

همه می دانند که این روزها تعداد نگاه هایی که به صفحات مبایل و لپ تاپ ها می افتد بسیار بیشتر از نگاه هایی است که به هر جای دیگری است.


حال که نگاه های همه ما محدود به مبایل و لپ تاپ است، من background هر دو را عکس کودکی معصوم گذاشته ام.

هر گاه نگاهم می افتد، اول از همه چشمان معصوم کودک را می بینم. به فکر فرو می روم. می اندیشم مدتی. احساس خاصی پیدا می کنم. حالم تغییر می کنه حسابی.


سال ها پیش در دبیرستان حرفی زدم که اساسی عتاب شدم از طرف همکلاسی ها.

گفتم همین افکاره که زندگی آدم رو می سازه.

راضی ام.

راضی از فکر کردن هام.

چون معتقدم آنکه فکر نکند، از انسانیت دور خواهد شد و انسان نخواهد ماند.

افکار تو، ذهن تو و باورهای تو، آینده تو را خواهد ساخت.


  • فرید آقاجانی

منم و اتاقی ساکت و فرزند ۱۵ ماهه ام

همش دوس داره با خودکار من بازی کنه

خودکار رو از دست من می قاپه

خودکارهای فانتزی رنگی رو دوس داره

در اتاق رو می بندم

من پای میز تحریر نشستم و سررسید رو باز کردم و می نویسم

موسیقی روح نواز پیانو پخش میشه

...

کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی رو میزه

رضا امیرخانی برای من خیلی بزرگه

چرا؟

کلامش

مدل نوشتنش

رسم الخط کتاب هاش

فروش باورنکردنی کتاب هاش

(کاری نداریم به این حرفا)

در کتاب نفحات نفت اشاره می کنه به اینکه یکی از کسب های حلال و پاک ترین روش های ارتزاق، نوشتن است

...

بنده حقیر به شخصه تا حالا از نوشتن کسب درامد نکردم که حسش رو درک کنم

من نون معلمی خوردم و عاشق نون معلمی هستم

ولی یکی از رویاهام گذران زندگی از راه نوشتنه

حس فروش کتاب، دیدن کتابی که خودت نوشتی در دست مردم

...

نمی دونم چه حسی داره ولی باید جالب باشه


  • فرید آقاجانی